تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

378

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

بودند بكشد « 1 » ، از اين روى جمعى از بزرگان به عقربابل « 2 » كه شيرويه پسر پرويز با برادران خود در آنجا بودند ، رفتند . خسرو در آنجا آموزگارانى گذاشته بود براى آموختن ايشان و اسواران برگماشته بود تا از آن جايگاه بيرون نروند . آن بزرگان شيرويه را برگرفتند و او شباهنگام به به اردشير رفت و زندانيان آن را رها ساخت . اين زندانيان با فراريانى كه خسرو قصد كشتن ايشان داشت يكى شدند و فرياد برآوردند : « كواذ شاهنشاه » « 3 » . بامداد آن شب به صحن كاخ خسرو رفتند ، جانداران كه در كاخ بودند روى به گريز نهادند . خسرو از بيم به باغى كه در نزديكى كاخ خود داشت و آن را « باغ هندوان » « 4 » گفتندى بگريخت . مردم به دنبال او شدند و او را در روز آذر « 5 » از ماه آذر بگرفتند و در كاخ شاهى حبس كردند . شيرويه به كاخ شاهى رفت

--> ( 1 ) - در شاهنامه يادى از اين رفتار با سپاه از جنگ برگشته شده است ، ولى شكست آن كاملا مسكوت گذاشته شده است . ( 2 ) - « اكراىبابل » يا عقربابل همان ويرانه‌هاى القصر امروزيست كه تقريبا در جنوب ده بابل قرار دارد ؛ اين محل در آن زمان زندان دولتى بوده است . دربارهء زندانى شدن شيرويه در شاهنامه مطالبى نغز ولى غير تاريخى آمده است . علت اصلى زندانى ساختن شيرويه بيشتر سوء ظن پادشاه به وابستگان خود نبوده است ، بلكه قصدش اين بوده است كه بر خلاف عقايد و بلكه قوانين موجود ، شيرويه را از وليعهدى محروم سازد و به جاى او مردان‌شاه پسر شيرويه را وليعهد كند ( رجوع شود به ثئوفانس ص 499 ) . مردان‌شاه ظاهرا مورد نظر خسرو بوده است ( ياقوت ، ج 4 ص 563 س 14 ) . بيشتر پسران خسرو بايستى طرفدار شيرويه بوده باشند و بنا بر اين بزرگان سركش دليل خوبى در دست داشته‌اند كه شيرويه را به پادشاهى بردارند . قيصر هراكليوس شيرويه را پسر بزرگتر ( مولود نخستين ) مىخواند ( كرنيكن پاسكاله ص 728 ) . ( 3 ) - كواذ نام اصلى شيرويه بوده است . ( 4 ) - بنا به گفتهء يكى از نويسندگان ارمنى ( ژورنال آزياتيك ، سال 1848 م . ج 1 ص 209 به بعد ) نيز خسرو را در باغ دستگير كردند ولى پس از آن او را در « كتك هندوك » ( خانه هندو ) زندانى ساختند ( رجوع شود به مطالب آينده ) . ( 5 ) - در پاسخ خسرو كه پس از اين خواهد آمد « دى به آذر » آمده است يعنى روز هشتم ماه ، به جاى « آذر » يعنى روز نهم ماه . گفتهء فردوسى ( 26 / 2 ) هم با اين مطابق است زيرا روز مذكور را « دى » مىخواند . از سه روز ماه كه در نامهاى آن كلمهء دى مىآيد ، در اينجا مقصود روز « دى به آذر » است . اين تاريخ مطابق است با بيست و پنجم فوريهء سال 628 م . ( مقايسه شود با تاريخ مرگ او كه در ذيل خواهد آمد ) .